کمی بیشتر راجب بیوانفورماتیک بدانیم(2)

با وجود سابقهی نسبتاً کوتاه، بیوانفورماتیک همیشه یک زمینهی چند شاخه غیر معمولی به نظر می رسید. بیست سال قبل وقتی دادههای توالیها هنوز نادر بود و فقط یک قسمت کوچک از قدرت سوپر کامپیوترهای امروزی در دسترس بود، بیوانفورماتیک به موضوعات گوناگونی وارد میشد.
گسترش دیتابیسها، چینش توالیها،پیشگویی ساختار پروتئین، شناسایی مکانهای کدکننده و پروموتور، تاخوردگی RNA و ساختمان درخت تکامل، همگی به بیوانفورماتیستهای ابتدایی نسبت داده می شود. برای مرتب کردن این مسئله ها یک زمینه از بنیادهای آمار، ریاضیات، فیزیک،علم کامپیوتر و والبته زیستشناسی سلولی بوجود آمد. امروزه بیوانفورماتیک گسترهای را بازتاب میدهد که ادامهی همان چیزی است که شروع شده بود؛ در برگیرندهی یک مجموعه از تخصصهای علمی.
بخاطر تنوع ذاتی بیوانفورماتیک، مشکل است که قلمرو آنرا بعنوان یک نظام تعریف کنیم. حتی ممکن است کوشش برای کشیدن مرزهای قوی دور این زمینه بیثمر باشد.
به طور طعنهآمیزی الان هم اگر یک نفر بخواهد یک لیست کامل از سرفصلهای مطالعاتی درون حدود بیوانفورماتیک را گردآوری کند، اغلب ژنتیک را به عنوان ی نظام بیولوژیکی که یک اصل اساسی مشترک است، جا خواهند انداخت. به عبارت دیگر این مشکل است ک عقیده داشته باشیم بیوانفورمایتک هم در یک اساس رایج محکم در روششناسی آماری، وابسته به الگوریتمهای حسابی کارآمد که به سرعت دادههای زیستی را گسترش میدهند وهم در اصول بیولوژی ملکولی مشترک باشند. اما از سوی دیگر، این کاملاً قابل فهم است، چون این یک قسمت بزرگ از بیوانفورمایتک، چند سال اخیر را برای کمک به تعیین توالی مقداری از ژنومها صرف کرده است، از جمله ژنوم انسان.

-sm.jpg)
اینجا کهکشان ژنوم، منظومه ی کروموزوم، سیاره ی کروماتید، سرزمین نانویی DNA، دهکده ی ژن و ما پژوهشگران خانه های نوکلئوتیدی هستیم.